سال جديد رو به همه دوستان وعزيزان البته با تاخير تبريك
ميگم
اميدوارم كه سال خوب وخوش همراه باسلامتي براي شما
وخانواده
محترمتون باشه.
|
سال جديد رو به همه دوستان وعزيزان البته با تاخير تبريك ميگم
وخانواده
محترمتون باشه. + نوشته شده توسط ن. ع. م در پنجشنبه 22 فروردین1387 و ساعت
23:44 |
+ نوشته شده توسط ن. ع. م در سه شنبه 23 بهمن1386 و ساعت
11:39 |
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم. تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم. برای خاطر عطر نان گرم وبرفی که اب میشود وبرای خاطرنخستین گناه. تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم. تورا به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم. خداوندروز اول اسمان را افرید.روز دوم دریا...روز سوم صدارا...روز چهارم رنگها...روز پنجم حیوانات را...روز ششم انسان را...وروز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیز را نیافریده است. پس تو را برای من افرید. + نوشته شده توسط ن. ع. م در سه شنبه 23 بهمن1386 و ساعت
11:33 |
اولدوز
سایاراق گؤزلمیشم هر گئجه یاری
گئج گلمه ده دیر یار یِنه اؤلموش گئجه یاری گؤزلر آسیلی ، یوخ نه قارالتی نه دَه بیر سَس باتمیش قولاغیم ، گؤر نه دؤشورمکده دی داری بیر قوش «آییغام!» سؤیلیه رک ،گاهدان اییلده ر گاهدان اونودا یئل دئسه لای-لای هوش آپاری یاتمیش هامی ، بیر آللاه اؤیاقدیر داها بیر من مندن آشاغی کیمسه یؤخ ، اؤندان دا یوخاری قؤرخوم بودی یار گلمه یه، بیردن یاریلا صبح باغریم یاریلار، صبحوم آچیلما، سنی تاری! دان اولدوزی ایسته ر چیخا ، گؤز یالواری چیخما اؤ چیخماسادا، اولدوزومون یوخدی چیخاری گلمز ، تانیرام بختیمی ، ایندی آغارار صبح قاش بئیله آغاردیقجا ، داها باش دا آغاری عشقین کی قراریندا وفا اؤلمایاجاقمیش بیلمم کی طبیعت نیه قؤیموش بو قراری؟ سانکی خؤروزون سؤن بانی، خنجردی سؤخولدی سینه مده اوره ک وارسا ، کسیب قیردی داماری ریشخندیله قیرجاندی سحر ، سؤیله دی: دورما جان قؤرخوسی وار ، هرکس اوتوزموش بو قماری اؤلدوم قره گون، آیریلالی اؤ ساری تئلدن بونجا قره گونلردی ائدن رنگیمی ساری گوز یاشلاری هر یئردن آخارسا، منی توشلار دریایه باخار، بللی دی چایلارین آخاری از بس منی یاپراق هجرانلا سارالدیب باخسان اوزونه سانکی قیزیل گولدی ، قیزاری محراب شفقده اؤزومی سجده ده گؤردوم قان ایچره غمیم یوخ ، اوزوم اؤلسون سنه ساری عشقی واریدی شهریارین گوللی چیچکلی افسوس قارا یل اَسدی ،خزان اولدی بهاری + نوشته شده توسط ن. ع. م در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت
0:55 |
عشق چیست؟ فرق عشق و دوستی چیست؟ عشق مرد و زن به هم چیست؟
2- وقتی سرما می خوریم نشانه اصلی آن آبریزش
بینی ،گرفتن گلو و بی حالی ست اما این ها علت سرما خوردگی نیستند علت سرما
خوردگی یک ویروس است در عشق نیز علت آن "حس جنسی"و "حس تملک "است اما"
توهم" و "کوری عقل " پدیدار عشق و صفات اصلی آنند. وقتی شما شخصی را می
بینید که کسی را می پرستد و درباره اش دچار توهم است و غیر عقلانی او را
می ستاید و آرزوی وصل او را دارد و او را بی زمان و بی مکان برای خود می
خواهد با یک عاشق روبرویید. 4- عاشقان بر سر اینکه بیماری کدامیک حقیقی تر
است جدل می کنند!یکی می گوید عشق من حقیقی ست دیگری می گوید نه عشق تو هوس
است ،عشق من حقیقی ست!عاشقی را افتخار می دانند به عبارتی عشق تنها بیماری
دنیاست که عاشق به آن افتخار می کند زیرا توهم اینکه عاشق کسی شده اند که
به معنای تمام ارزش های انسانی و جنسی است به راستی زیبا و شادی بخش است بقيه در ادامه مطلب حتما بخونين ادامه مطلب + نوشته شده توسط ن. ع. م در چهارشنبه 7 آذر1386 و ساعت
20:44 |
زبانهای عشق عشق برای گروهی از مردم یک انتخاب آزاد است در صورتیکه برای گروه دیگر تنها یک احساس محض می باشد. عشق زبانی است که هر یک از ما انتخاب می کنیم تا از طریق آن با یکدیگر گفتگو کنیم. اما چگونه می توان زبان عشق را فهمید در جائیکه احساسات ما از جانب یکیدیگر جریحه دار شده وبخاطر شکست های گدشته مان مملو از خشم و عصبانیت هستیم. برای پاسخ به این سئوال باید این واقعیت را در نظر داشت که همه ما این ظرفیت را دارا می باشیم که با انتخاب های نادرست و ضعیف خود باعث رنجش و جریحه دار کردن دیگران می گردیم. اگر چه شاید انتخاب های ما در جای خود کاملا منطقی و موجه بنظر برسند اما نمی تواند الگوی دائمی گردد که همیشه از آن استفاده نمود. عشق پاک کننده گذشته نیست بلکه بوجود آورنده محیطی است که در آن می توان آینده جدیدی را تصویر کرد. هنگامیکه ما انتخاب میکینم تا به جای زبان احساسی(عشق) خود به زبان احساسی همسر خود صحبت کنیم ما ایجاد کننده جوی هستیم که در آن می توان با مشکلات و شکست های گذشته روبرو شد یعنی موضوعی که همیشه در پس پرده بوده است. این موضوع همان زبان عشق است.
مفهوم و در ک زبان عشق: علاقه) می باشد که اغلب ما را در موقعیتی قرار می دهد که بنظرب ه پایان خط رسیده ایم. مرحله ای که در آن تکیه کلام و سخن روزه مره این می گردد که دیگر نمی توانم با او زندگی کنم و دیگر هیچ احساسی نسبت به او ندارم. این موضوع دلیل موجه و قطعی در ذهن ما می گردد که به ما اجازه می دهد تا رابطه خود را با طرف مقابل خاتمه یافته بدانیم و بدنبال منبعی دیگر برای پر کردن مخزن احساسات خود بپردازیم. اما آی ا این واقعیت محض است یا نتیجه گیری است که ما به آن رسیده ایم. تجربه عاشق شدن یا در عشق فرو رفتن موضوعی است که برای خیلی از زوجها در اولین دوره آشنایی اتفاق می افتد و غالبا افراد تصور می کنن د که طرف مقابل فرد کامل و عالی است که بدنبال او می گشتند. در واقع عشق در اینجا یک زبان احساسی است که با تعریف و تمجید و سرسپردگی در برابر معشوق باعث می گردد که این ایده را به فرد عاشق بدهد که در این رابطه شکست وجود ندارد و همه چیز عالی خواهد بود. واقعیتی که نباید فراموش شود این است که ما در کنار تجربه ارضا شدن احساسی باید بدنبال پاسخگویی به نیاز های اساسی خود نی ز باشیم. این موضوع می تواند تغییر دهنده زندگی ما باشد. زبان عشق،یعنی درک متقابل یکدیگر نه تنها گفتگو به زبان احساسی(عشق) خود بلکه به زبان احساسی(عشق) همسر خود نیز. بطور نمونه در یک زندگی مشترک زمانیکه من تصمیم می گیرم تا به نیاز های همسرم توجه کنم و به او پاسخ دهم این عملی است انتخابی که من هر روزه آنرا انتخاب می کنم تا برای همسر خود انجام دهم. این عملکرد مرا قادر می سازد تا به زبان احساسی همسر خود صحبت کنم و به نیاز های عمیق او پاسخگو باشم و بدین شکل است که روابط ما نه تنها در سطح بلکه در عمق نیز گسترش یافته و می تواند ثبات داشته باشد تغییر زندگی مستلزم باورهای ماست: باشیم اما آنچه که تغییر دهنده این موضوع از یک باور به موضوعی عملی می گردد عمل به آن است. متاسفانه عده بسیاری از مردم برای پایان دادن به این رابطه به کوتاهترین راه حل یعنی طلاق و ازدواج مجدد می روند عملکردی که در ذهن آنها پاسخی به مشکلات آنها است. آمار و ارقام در این رابطه نشان میدهد که 60 درصد ازدواج های مجدد به طلاق می انجامد. حقیقتی که اغلب به فراموشی سپرده می شود این است که هریک از ما به زبان احساسی (عشق) مختلفی ابراز علاقه می کنیم که برای فرد دیگر مفهوم نیست چون زبان احساسی او با ما تفاوت دارد. زبان های احساسی(عشق) را می توان به گروههای متفاوتی تقسیم بتدی نمود که در اینجا بطور خلاصه به پنج مقوله کلی از آن اشاره می کنیم. 1- ارتباط کلامی یا کلام تایید و تصدیق ارتباط کلامی یا کلام تایید و تصدیق، یکی از قدرتمند ترین نوع زبان احساسی(عشق) می باشد. چون در آن فرد به زبان ساده بیان می کن د آنچه را که احساس می کند. بطور مثال نگاه کنید به این جمله " بنظر می رسه که شما بهترین اشپز برای درست کردن سیب زمینی هستید. " یا " خیلی ممنون برای کمکت در رابطه نگه داری بچه و مراقبت از او "، این زبانی است که در آن عملی را برای فردی که او را دوست می داریم بکار می بریم تا به او کمک کنیم و نه برای خود چیزی را بدست آوریم. 2- وقت گذراندن و بودن با یکدیگر این زبانی است که فرد مقابل در آن می خواهد که بجای انجام کاری و ی ا بیان جملات زیبا و قشنگ وقتی را با فرد مورد علاقه خود بگذارند. وقتی که تنها برای بودن با یکدیگر و لذت بردن ازآن می باشد. موضوعی که اغلب در میان زوجین بخاطر مشغله شغلی و یا وظایف منزل به فراموشی سپرده می شود و بجای تقویت روابط تنها به یک وظیفه درمی آید که فرد لازم می داند تا انجام دهد. 3- قدردانی کردن با هدایا برای خیلی از زنان دریافت هدایای چون یک شاخه گل و یا کارتی که در آن از زحمات همسریا فــرد مورد علاقه تشکر و قدردانی شده باشد بسیار مهم است (بعبارت دیگر زبان احساسی که می توان با فرد گفتگو کرد). قدردانی کردن تنها خرید یک شاخه گل و یا فرستادن یک کارت تبریک زیب ا نیست بلکه هدیه در واقع معرف ارج نهادن شما بر زحمات و فعالیت های همسر شما می باشد که با این عمل شما به او اعلام می کنید متوجه فداکاری و ازخود گذشتگی های همسرتان در زندگی هستید و به همین خاطر این هدیه را بعنوان سمبلی از محبت و علاقه خود به او تقدیم می کنید 4- کمک کردن و دخیل شدن در وظایف روزمره به همسر خود یکی دیگر از زبانهای احساسی (عشق) کمک کردن و دخیل شدن در وظایف روزمره خانه به همسر می باشد. اعمالی چون نظافت و گرد گیری، شستشو ظرفهای کثیف، تمیز کردن دستشوی و حمام می باشد . این موضوع برای آندسته از افرادی که زبان احساسی (عشق) ایشان این نوع می باشد بسیار مهم و ارزشمند است. شما ممکن است با خرید بهترن کادوها و یا با گذارندن وقت زیاد در کنار همسر و سخنان دوست داشتنی تصور کنید که از همسر خود تشکر می کنید در جائیکه همسر شما تصور می کند که شما او را درک نمی کنید و تمام کارهای منزل را به او سپرده اید. این موضوع پس از مدتی به جایی می رسد که این ایده را معرفی می کند که او دیگر مرا دوست ندارد. به کلامی دیگر این مرحله شروع دروه بحران در زندگی می باشد. 5- در آغوش گرفتن و نوازش نوازش و در آغوش گرفتن یکی از راههای برقراری ارتباط با یکدیگر می باشد. مخصوصا در فرهنگ مشرق زمین که در مواقع مختلف افراد بجای گفتگوی کلامی با نوازش و در آغوش گرفتن فرد به نشانه دوستی و رفاقت، همدردی واظهار تاسف، شادی و وجد با فرد متقابل ایجاد ارتباط می کنند. این زبان احساسی می تواند باعث استحکام روابط گردد و یا تخریب کننده آن باشد. اگر همسر شما دارای این زبان احساسی است و به این طریق شما می توانید با او ارتباط برقرار کنید این موضوع را جدی بگیرید و آنرا هر وقت که لازم است برای همسر خود انجام دهید. زیرا انجام این موضوع است که می تواند به روابط شما پایه و استحکام بخشد و آنرا تقویت نماید. آیاشما تا به حال به این موضوعات توجه کرده بودید. اگر نه بیایید از امروز برای اینکه بتوانید با همسر (فرد مورد علاقه) خود به زبان عشق سخن گفتگو کنید ابتدا دریابید که زبان احساسی (عشق) همسر شما چه می باشد و زبانی که شما با او گفتگو می کنید چیست؟ آیا زبان همسر شما کلام تایید و تصدیق است یا قدردانی کردن با هدایا، دخیل شن در وظلی ف روزمره است یا تنها وقت گذرانی با او. این موضوع همان زبان عشق می باشد که احتیاج به عملکردی روزمره دارد. آیا شما امروز احساس می کنید که رابطه شما با همسرتان به آخر خط رسیده و دیگر از دست او کلافه شده اید. ایا بر این باور هستید که دیگر هیچ احساسی نسبت به او ندارید. اگر اینطور است بیایید قبل از هر چیز به این موضوع فکر کنید که شاید او زبان احساسی مرا درک نمی کند و یا شاید من زبان احساسی او را درک نمی کنم. این موضوع به شما کمک می کند تا بجای کور کردن گره زندگی آنرا با دست های خود باز کنیم و آینده ای را در آن بینیم که بهتر از آنچیزی است که حتی ما فکرش را نمی کردیم . از صدای سخن عشق ندیدم خوشتــــر.... _________________________________________ فرستنده: فرزان شایسته + نوشته شده توسط ن. ع. م در یکشنبه 4 آذر1386 و ساعت
18:10 |
تعبیر عاشقانه افراد
طولانی هست ولی توصیه می کنم سر فرصت بخونید چون خودم از خوندنش لذت بردم .
آیا تا کنون هیچ شی را عاشقانه نگریسته ای ؟
شاید بگویی آری ، چرا که نمی دانی که نگریستن عاشقانه به یک شی یعنی چه . شاید با شهوت به اشیا نگاه کرده ای ، این چیز دیگری است . کاملا فرق دارد ، درست نقطه مقابل آن است . نخست ... سعی کن تفاوت را درک کنی .
چهره ای زیبا ، بدنی زیبا ، تو به آن نگاه می کنی و احساس می کنی که عاشقانه به آن می نگری ولی چرا به آن نگاه می کنی ؟ آیا مایلی از آن چیزی به دست آوری ؟ آن عشق نیست و شهوت است . آیا می خواهی از آن بهره بکشی ؟ آن گاه شهوت است و عشق نیست . آن هنگام در واقع ، تو فکر می کنی که چگونه از آن استفاده ببری ، چگونه آن را تصاحب کنی ، چگونه از آن بدن وسیله ای بسازی برای خوشوقتی خودت .
شهوت یعنی : چگونه از چیزی برای خوشوقتی خودت استفاده کنی و عشق یعنی ، خوشوقتی تو ابدا مطرح نیست . در واقع ، شهوت یعنی چگونه چیزی به دست آوری و عشق یعنی چگونه چیزی ببخشی . این دو درست نقطه مقابل هم هستند .
اگر چهره ای زیبا ببینی و به آن عشق احساس کنی ، احساس بی درنگ تو در آگاهی ات این خواهد بود که چگونه می توانی این چهره را خشنود کنی ، چگونه این مرد یا این زن را خوشحال کنی . در این جا خودت اهمیتی نداری .
در عشق دیگری مهم است اما در شهوت مهم تو هستی . در شهوت تو فکر می کنی دیگری را وسیله خوشحالی خودت قرار دهی ، در عشق فکر می کنی که خودت چگونه وسیله شوی .
عشق تسلیم است و شهوت یک تهاجم .
تو حتی در شهوت نیز از عشق سخن می گویی . پس فریب نخور !!!!!!!!! به درون بنگر ، آن گاه به این ادراک خواهی رسید که در زندگی حتی یک بار نیز به کسی یا چیزی عاشقانه نگاه نکرده ای .
دومین تفاوتی که باید درک شود این است ... اگر عاشقانه به چیزی مادی یا بی جان نگاه کنی ، آن شی به یک شخص تبدیل می شود . اگر به آن عاشقانه نگاه کنی ، آن گاه عشق تو کلیدی می شود تا هر چیزی را به شخص تبدیل سازد . اگر به یک درخت عاشقانه بنگری ، درخت یک شخص می گردد .
هر گاه عاشقانه به چیزی نگاه کنی ، آن چیز یک شخص می شود و برعکس . هر گاه با چشمانی شهوانی به شخصی نگاه کنی ، آن شخص به یک شی تبدیل می شود . برای همین است که چشمان شهوانی دافعه دارند . چرا که هیچ کس نمی خواهد شی شود . وقتی به همسرت با چشمان شهوانی می نگری او احساس ازردگی می کند . در واقع تو چه می کنی ؟ تو یک شخص را ، یک شخص زنده را به وسیله ای بی جان تغییر می دهی . تو می پنداری که چگونه استفاده کنی و آن شخص کشته می شود .
چشمان شهوانی دافعه دارند و زشت هستند .
وقتی با عشق به کسی نگاه کنی ، او والا می گردد . یگانه می گردد . ناگهان او یک شخص می شود . یک شخص را نمی توان با دیگری جایگزین کرد ولی یک اشیا را می توان جایگزین کرد . یک شی قابل جایگزینی است ولی یک شخص جایگزینی ندارد . او یکتا و یگانه است .
عشق همه چیز را یگانه می کند . به همین سبب تو بدون عشق ، هرگز احساس نمی کنی که شخص هستی . تا زمانی که کسی عمیقا دوستت ندارد ، هرگز احساس نخواهی کرد که موجودی یگانه هستی و به راحتی می توان تو را تغییر داد و جایگزین کرد .
در رابطه شهوانی ، همه چیز شی هست و این غیر انسانی ترین کارهایی است که انسان می تواند انجام دهد : تبدیل شخصی به شی .
وقتی عاشقانه می نگری ، خودت را فراموش کن . خودت را کاملا فراموش کن . برای امتحان یه یک گل نگاه کن و خودت را به تمامی از یاد ببر . بگذار گل باشد و خودت کاملا غایب باشی . گل را احساس کن ، آن گاه عشقی عمیق از آگاهی تو به سمت گل روانه می گردد . تو به وجد می آیی و آن گل ، یک شخص می گردد .
به موضوع دیگری نپرداز . با یک گل سرخ یا با چهره معشوقت باقی بمان . تنها با قلبت بمان . با این احساس که چه کنم تا معشوق شادتر و معشوق تر باشد ؟ و وقتی چنین باشد ، تو غایب خواهی بود ، هرگز به خودت توجه نخواهی کرد .
وقتی به خودت توجه نداری ، خالی می گردی ، فضایی درونت آفریده می شود . وقتی ذهنت کاملا به دیگری متوجه می گردد ، آن گاه درونت خلا ایجاد می شود .
با معشوق ، انسان به تمامی ناتوان می گردد ، این را به یاد بسپار . هر گاه عاشق کسی باشی ، احساس عجز کامل می کنی . درد عشق همین است : فرد نمی تواند احساس کند که چه بکند . او مایل است همه کار بکند ، می خواهد تمامی کائنات را به معشوق ببخشد ، ولی چه می تواند بکند ؟
تو تهی هستی و به همین سبب عشق به یک مراقبه عمیف تبدیل می گردد . در حقیقت ، اگر کسی را دوست داشته باشی ، به هیچ مراقبه دیگری نیازی نیست ولی چون در واقع کسی عاشق نیست ، به 112 تکنیک نیاز دارد و حتی شاید این ها هم کافی نباشد . خود عشق بزرگ ترین تکنیک است ولی عشق مشکل است و حتی ناممکن .
عشق یعنی خود را آگاهی رها کردن و در همان مکان ، جایی که نفس تو وجود داشته ، دیگری را جای دادن . جایگزینی خودت با دیگری یعنی عشق . گویی که اینک تو نیستی و فقط دیگری هست .
سارتر می گوید که دیگری جهنم است و حق با اوست . او درست می گوید زیرا که دیگری فقط برای تو جهنم می آفریند ولی همچنین او اشتباه می کند ، زیرا اگر دیگری بتواند جهنم باشد ، می تواند بهشت هم باشد ، کافی است با عشق نگاه کنیم . هر زن و شوهر برای یکدیگر جهنم می سازند زیرا هر یک می کوشد تا دیگری را تصاحب کند . غافل از اینکه تنها تصاحب اشیا ممکن است ، نه تصاحب اشخاص !
اگر عاشق باشی ، حتی نگاه خیره بسیار زیباست ، زیرا خیره شدن تو ، او را یک شی نمی سازد . آن گاه می توانی مستقیم به چشمان او نگاه کنی . آن گاه می توانی عمیقا وارد چشمان دیگری شوی . تو او را به یک شی تبدیل نمی کنی ، بلکه نگاه تو از راه عشق ، از او یک شخص می سازد . برای همین است که تنها نگاه خیره عاشقان زیباست و گرنه خیره نگریستن زشت است .
هرگاه شخصی را به یک شی تبدیل کنی ، عملی غیراخلاقی مرتکب شده ای ولی اگر سرشار از عشق باشی ، در آن لحظه سرشار از عشق ، این پدیده ، این برکت با هر موضوعی روی خواهد داد و تو زندگی می بخشی .
هنگامی که معشوق به تصاحب در آید ، عشق رفته است . آن گاه معشوق تنها یک شی خواهد بود . می توانی از او استفاده کنی ، ولی برکات هرگز برنمی گردند ، زیرا آن برکات فقط زمانی می آمدند که او یک انسان بود ، دیگری آفریده شده بود ، شخص را در دیگری آفریده بودی و دیگری نیز ، شخص را در تو آفریده بود . هیچ کدام شی نبودید . هر دو ذهنیت هایی بودید که با هم تلاقی کرده بودند دو انسان که ملاقات کرده اند ، نه یک انسان و یک شی .
اگر بدانی که تو نیستی و آگاهی ات با عشقی عمیق به سوی دیگری حرکت کرده باشد به درختان ، به آسمان ، به ستارگان ، به هر کس ، وقتی که تمام آگاهی ات تو را ترک گفته و به سوی دیگری رفته باشد در آن غیبت نفس ، برکات نازل می شوند . + نوشته شده توسط ن. ع. م در شنبه 3 آذر1386 و ساعت
23:52 |
+ نوشته شده توسط ن. ع. م در شنبه 3 آذر1386 و ساعت
17:37 |
+ نوشته شده توسط ن. ع. م در شنبه 3 آذر1386 و ساعت
17:34 |
بیرگون گوزه لیم قبریمین اوستن اوتوشرسن دردیندن اولن عاشیقینی باشه دوشرسن ائتمز ملک اولسا بو قدر ناز و کریشمه اینصافه یاخینلاش گوزلیم سنده بشرسن نازیله گلر کن قدمین قوی گؤزوم اوسته قویما قوری یئر اوستونه بیردن سوروشرسن بیگانه ایله گزمه دئدیم قلبینه دگدی جانان نه بیلیم سن بو قده ر دگمه دوشرسن بیر سالمادین اوز عاشیقینی یادینه ظالیم اغیاریله آمما گئدیب هر گون اوپوشرسن ال چک منه ای دل دئمه زولفوندن او ماهین بیر گون بو کمنده سن اوزونده ایلیشرسن رحم ائیلمه دین (( واحید ه )) ظالیم دیریلیکده اولدوکده مزاریمله گئدرسن گؤروشرسن + نوشته شده توسط ن. ع. م در جمعه 25 آبان1386 و ساعت
22:31 |
ای کاش قدر چیزهایی را که داریم قیل ازاینکه ازدست بدیم ُبدونیم .امیدوارم که هیچ کدوم ازشما دوستان حسرت ازدست دادن چیزی رو نخورین .
+ نوشته شده توسط ن. ع. م در شنبه 21 بهمن1385 و ساعت
9:51 |
بزودی سعی می کنم مطالب جالب وجدید در این وبلاگ تنهایی بذارم + نوشته شده توسط ن. ع. م در پنجشنبه 19 بهمن1385 و ساعت
15:4 |
سلام به همگی عزیزان امیدوارم که حالتون خوب باشه
+ نوشته شده توسط ن. ع. م در پنجشنبه 19 بهمن1385 و ساعت
14:52 |
|
|